سمیه ی عزیز چند وقت پیش من رو به یه بازی وبلاگی دعوت کرد که باید اهدافم رو بنویسم... متاسفم که با تاخیر زیاد بازی رو انجام میدم... فقط با اجازه من شکلش رو تغییر دادم.
اهداف 88
بهار، فصلی در گذر
همیشه برای بهار نقشه های زیادی می کشم ولی همیشه توی فصلای سرد پرکارتر و فعال ترم و معمولا هم بهتر برام رقم می خوره. در هر صورت تصمیماتی که دارم ایناست:
1. برای پایان ترم سرمایه گذاری بیشتری روی درسا بکنم تا مثل میان ترم خراب نشه.
2. تصمیم دارم برم نمایشگاه کتاب و تا جایی که ممکنه کتاب بخرم و ذخیره کنم واسه تابستون. 
تابستون، فصل میوه های خوشمزه!
1. اوایل تابستون بعد از امتحانات میرم و تا می تونم فیلم و البته باز هم کتاب !
می خرم. هر کی فک کرد سنگ بزرگ علامت نزدنه، (به قول شبـگیر ) مدیونه ها. گفته باشم!
2. روی زبان کار می کنم و یه برنامه ی فشرده رو برای خودم تنظیم می کنم.
3. با پسر خواهرم درسای سال بعد تحصیلش رو باهاش کار کنم و یه کم بیشتر بهش برسم.
4. خب آدم فیلم و کتاب نمی خره واسه کلکسیون که! تا جایی که ممکنه خودم رو باهاشون خفه می کنم!
پاییز، فصل محبوب من (این کلمه ایهام داره و من منظورم هر دو معنیه!)
1. از اول ترم درس بخونم! (تو نخند دیگه. هر موقع اینو به بچه های کلاس میگم می خندن و میگن تو؟!
باور کنید این بار دیگه می خونم! میگی نه؟ نگا کن!)
2. خب من چه می دونم دیگه چه کار می خوام بکنم!
زمستان، فصل لذت، برای برف و بارونش
زمستون رو دیگه اصلا نمی دونم! بستگی داره تو فصلای قبلی چی پیش اومده باشه...
تصمیمات بلند مدت
1. تحصیلات رو تا دکترا ادامه بدم.
2. از نظر شغلی آدم موفق و محبوبی باشم و بتونم به هدفم برسم.
3. به زودی کاملا بر زبان انگلیسی مسلط بشم. بعد از دکترا (یا در همون حین) هم روی فرانسه کار کنم.
4. بتونم یه خونه ی نقلی واسه خودم بخرم که از پول خودم خریده باشمش.
5. بـــیب (خب این خیلی خصوصیه! نمی تونم بگم که!)
6. زندگی کنم و لذت ببرم!
منم اینا رو دعوت می کنم: موسیو گلابی ، شبـگیر ، خانوم زیگزاگ ، آقای زیپ ، ویولت ، گارنت ، غرغرو (مهسا) ، صدف ، من و زندگیم (کمال) ، دور از خانه ، نگار ، سوسن جعفری ، پریناز ، گلامور ، دلا ، خانوم اسمارتیز ، بانوی ماه و آب (ساناز) ، خانوم شکلات ، دختر نارنج و ترنج ، نیلوفر ، باران بانو و هادی
